فرهنگ کوچه وبازار ؛ دیروز وامروز
Persian Urban Dictionary
You Can Join Us at Facebook
نویسنده وگردآورنده
سرگرد خلبان کیوان نورحقیقی
سرگرد خلبان کیوان نورحقیقی
دوستان خیلی مهم است که زبان همدیگر را بفهمیم, مخصوصا در این زمان که ایرانیان درسراسردنیا زندگی میکنند و اختلافات سنی و سطح زنذگی فرهنگ گوناگون در بین ما پدید آورده که اصطلاحا به آن « فرهنگ عوام» گفتی میشود
لازم بیادآوریست که بازگوکردن فرهنگ مردم خدمتی است به ادبیات فارسی. ایرج میرزآ و صادق هدایت و حتی مولانا « عین واژه های رایج در بین مردم » را در نوشته های خود آورده اند
نسل امروز با این فرهنگ بیگانه است وداستانهای ایشان را در نمی یابد
فرهنگ عوام « طبق روز» وجود ندارد؛ شما و اینترنت بهترین راه پدید آورنده آن خواهید بود
روش کار بسیار ساده است؛ هر واژه و جمله را ابتدا بنویسید و پس از علامت = بطور « خلاصه» معنی که در "شهر شما" رایج است؛
سپس با یکی دو مثال طرز استفاده « آن واژه » را یادآوری کنید
همکاری و تلاش شما دوستان را ارجمند میشمارم وتمام مطالب را جمع بندی کرده و یکجا در وبلاگ ارائه میدهم <<<<<<<<<<<<<<<<««««««««««««««««««««««««««««
لازم بیادآوریست که بازگوکردن فرهنگ مردم خدمتی است به ادبیات فارسی. ایرج میرزآ و صادق هدایت و حتی مولانا « عین واژه های رایج در بین مردم » را در نوشته های خود آورده اند
نسل امروز با این فرهنگ بیگانه است وداستانهای ایشان را در نمی یابد
فرهنگ عوام « طبق روز» وجود ندارد؛ شما و اینترنت بهترین راه پدید آورنده آن خواهید بود
روش کار بسیار ساده است؛ هر واژه و جمله را ابتدا بنویسید و پس از علامت = بطور « خلاصه» معنی که در "شهر شما" رایج است؛
سپس با یکی دو مثال طرز استفاده « آن واژه » را یادآوری کنید
همکاری و تلاش شما دوستان را ارجمند میشمارم وتمام مطالب را جمع بندی کرده و یکجا در وبلاگ ارائه میدهم <<<<<<<<<<<<<<<<««««««««««««««««««««««««««««
... نویسنده: عطا ظ...... از شهر
مشنگ = آدم شوت و پرت
میخ = کسی که خونسرد و بی واکنش وایسه تماشا کنه
خل = دل و دیوونه
چرخ = ولگردی
تاب = کسی که بگیر نگیر داره گاهی دیوونه و گاهی عاقله
میگه = چرت میگه
لیس = چاپلوس
مووس مووس کردن = یعنی از روی طمع دنبال یکی رفتن
زدیم به بدن یا زدیم تو رگ = خوردن چیزی لذتبخش
مُسکُف عظمی = رییس خل دیوونه ها
سرلشکریش خوبه = خیلی بمال و چاپلوسه
زِرتی اومد = یک هو و ناگهان امد
آپارتی = زن بی بی آبرو و کولی
سر خلا دار = عمله ی چاپلوس و همه کاره هیچکاره ی آدم های گنده از اون
ساندیس خورا = چاپلوس های منفعت طلب در تجمعات دولتی
رو مخ =اعصاب خرد کن
هویج = بی بته و بدرد نخور
گماشته = سگ کسی بودن
شامورتی بازی = کلاه برداری و چشم بندی
مگه خر گازش گرفته= یعنی مگه مرض داره
به گاو میگه خودم اومدم = گاوتر از گاو
حیف نون = بدرد نخور و بی جنم
غیور = افراطی بی مغز و متعصب
جواد = کوچه بازاری
نمود = سرویس کرد یا مثلا داغونیارو رستم در ِحمومه = یعنی فقط جایی که اصلا لازم نیست و خطری براش ناره هارت و پورت میکنه
سکینه کماندو = خواهر بسیجی و عقبه
کس شعر = چرت و پرت و چرند
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
نویسنده: ناصر ر ..... از شهر
کس مشنگ = الکی خوشچس چرب = تملق بی حد
گوزگوز کردن =هارت و پورت بی خود
شر و ور = حرف مفت زدن
کس شعرنگو =حرف بیخود نزن
کس کش = عوضی و نامرد
کس خل = خطا کار بی مغز که مردم میگویند دیوانه است
لیوه = هیز
«««««««««««««««««««««
نویسنده: سرگرد کیوان نورحقیقی از شهر: تهران
دوزاریریش کجه = تلفن عمومی های زمان شاه با سکه « دو ریالی » کار میکرد که مردم به آن « دوزآری » میگفتند. اگر این دوزآری ها عیب داشت مثلا کج بود پائین نمی رفت و خط تلفن آزاد نمیشد. مردم خوش ذوق کوچه و بازار، چندین متلک ساخته بودند که با آنها آدمهای گیج و احمق وساده را مسخره میکردند مثل: دوزاریریش کجه ؛ دوزاریریش نیفتادو یا دوزایت تازه افتاد
مثال:
شیش هف دختر وپسر نشستند و فرشته از کیوان خیلی خوشش میآد ودلش میخواد با هم بیرون برند
فرشته : کیوان فیلم اشکها و لبخندها رو دیدی؟
کیوان : نه چطو میگه
فرشته : کیوان فیلم اشکها و لبخندها رو دیدی؟
کیوان : نه چطو مگه
فرشته :آخه من خیلی دلم میخواد برم، اما تنها حال نمیده
کیوان : خوب با فریبا برو یا هوشنگ
یکی میگه بابا "دوزایش کجه " وهمه بچه ها یک مرتبه میزنند زیر خنده
فرشته که میبینه کیوان نگرفت، از در دیگه وارد میشه:
فرشته: راستی کیوان این رستوران دربند شنیدم خیلی خوبه، رفتی؟
کیوان: آره چطو مگه!
فرشته: خب دوست دارم برم، اما تنها حال نمیده!
کیوان: خب، شب جمعه با هم بریم
یهو همه میزنند زیر خنده میگن: به بابا دوزایش تازه افتاد
آخر شب کیوان و ایرج با ماشین میروند خانه و کیوان میپرسه: راستی داستان این دوزاری چی بود که شماها میخندید
و ایرج میگه : « بابا الحق که دوزایت خیلی کجه!»
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
فرشته : کیوان فیلم اشکها و لبخندها رو دیدی؟
کیوان : نه چطو میگه
فرشته : کیوان فیلم اشکها و لبخندها رو دیدی؟
کیوان : نه چطو مگه
فرشته :آخه من خیلی دلم میخواد برم، اما تنها حال نمیده
کیوان : خوب با فریبا برو یا هوشنگ
یکی میگه بابا "دوزایش کجه " وهمه بچه ها یک مرتبه میزنند زیر خنده
فرشته که میبینه کیوان نگرفت، از در دیگه وارد میشه:
فرشته: راستی کیوان این رستوران دربند شنیدم خیلی خوبه، رفتی؟
کیوان: آره چطو مگه!
فرشته: خب دوست دارم برم، اما تنها حال نمیده!
کیوان: خب، شب جمعه با هم بریم
یهو همه میزنند زیر خنده میگن: به بابا دوزایش تازه افتاد
آخر شب کیوان و ایرج با ماشین میروند خانه و کیوان میپرسه: راستی داستان این دوزاری چی بود که شماها میخندید
و ایرج میگه : « بابا الحق که دوزایت خیلی کجه!»
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
ضدیت ازدواج پیر با جوان ریشه تاریخی فرهنگی دارد بشکلی که دختران جوان دور دختری که برایش خواستگار پیر آمده و میخواهد قبول کند جمع میشوند و میزنند و می رقصند و میخوانند:
الیسر منل یسرا
بر پیر نده کس را
بر جوان بده کس را
ان جوان کمر باریک
در نیمه شب تاریک
ان چنان کند کس را
مس گر نزند مس را
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
Asshole سوراخ کون = ترجمه
است و از فحش هائیست که تحصیل کرده های آمریکا وانگلیس وارد فرهنگ کوچه و بازار کرده اند و در کشورهای انگلیسی زبان هر روز تکرا رمیشود و به کسی گفته میشود که کار خیلی احمقانه، زیرکانه، خیانتکارانه، ،پستی، خجالت آور، بی شرمانه ویا از روی بدجنسی و حرص ؛ بیشتر از روی « خریت »؛ انجام میدهد!
مثال1
یه کچل دهاتی با ماشین قراضه مزاحم دختر و یا زنی میشود
دختر: برو گمشو سوراخ کون!
مثال2
رئیس به کارمند اعتراض میکند که باز دیر آمده و کارمند « داد میزند » چرا بمن گیر دادی
رئیس: سوراخ کون اینه جوابت!
مثال3
دختر: دوست پسرم مزاحم خواهرم شد!
دوستش : اّه! عجب سوراخ کون کثیفیه!
مثال4
راننده چراغ سبز شده هنوز سرش پائینه و پیامهاشو مخونه
راننده معترض: هی سوراخ چراغ سبز شد، برو دیگه!
مثال5
کاسب محل جنس های خوب رو فقط به پولدار ها میده
مردم: میوه فروش سوراخ کونیه!
مثال6
مخالفان سیاسی رژیم که آمریکا را تشویق به حمله و محاصره اقتصادی کردند و میکنند
دکتر هولاکوئی: بله موافقم، درسته جنگ خرابی داره اما...
سرگرد نورحقیقی : عجب سوراخ کون کثیفیه!
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
مثال1
یه کچل دهاتی با ماشین قراضه مزاحم دختر و یا زنی میشود
دختر: برو گمشو سوراخ کون!
مثال2
رئیس به کارمند اعتراض میکند که باز دیر آمده و کارمند « داد میزند » چرا بمن گیر دادی
رئیس: سوراخ کون اینه جوابت!
مثال3
دختر: دوست پسرم مزاحم خواهرم شد!
دوستش : اّه! عجب سوراخ کون کثیفیه!
مثال4
راننده چراغ سبز شده هنوز سرش پائینه و پیامهاشو مخونه
راننده معترض: هی سوراخ چراغ سبز شد، برو دیگه!
مثال5
کاسب محل جنس های خوب رو فقط به پولدار ها میده
مردم: میوه فروش سوراخ کونیه!
مثال6
مخالفان سیاسی رژیم که آمریکا را تشویق به حمله و محاصره اقتصادی کردند و میکنند
دکتر هولاکوئی: بله موافقم، درسته جنگ خرابی داره اما...
سرگرد نورحقیقی : عجب سوراخ کون کثیفیه!
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
چرا سر بسته حرف میزنی = اعتراض تهرانی ها به کسی که از فاعل در جملاتش نام نمیبرد و با حرفش ایجاد شک میکند
اولی: یکی به من گفت قراره اونو که میدونی بده به فلانی!
دومی: چرا سر بسته حرف میزنی!
مثال ۲
اولی : امشب میای بریم بیرون
دومی: ِا ممکنه
اولی : شده به یک سئؤال درست جواب بدی
دومی: احتمالا نه
اولی : خب نمیای بگو چرا طفره میری؟
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
صفر رو بگیر با کونم حرف بزن = پاسخ از روی خشم به افرادی که مرتب تهدید میکنند و مزخرفات میگویند و سر درد می آورند و توقع پاسخ دارند
اولی : من پدرت در میارم، میندازمت زندان، میام پیش رئیس ت آبروتو میبرم خیال کردی...
دومی: بابا صفر رو بگیر با کونم حرف بزن!
<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
سر خر کوتاه = تذکر تهرانی ها به آدم فضول و یاکنجکاو که دور شود
مثال: بردار کوچکتر یواشکی «سرکشیده » نوشته های گوشی مرا میخواند
« هی سر خر کوتاه !
دیفال = جاهل های تهرانی های عوام به دیوار میگفتند
قیافه اش مثل چراغ خطر گاری می مونه = تهرانی ها به آدمهای گدا و گرسنه ئی میگفتند که به پول و ثروت رسیده بودند و آداب معاشرت نمیدانستند
اولی : حسین رو تو بنزش دیدی؟
دومی: آره قیافه اش مثل چراغ خطر گاری می مونه!
توضیح آنکه هیچ کس به آنچه من و شما نوشته اید « نباید» ایراد بگیرد زیرا غلط و درست وجود ندارد؛ شما اگر طور دیگری شنیدید و یا استفاده میکنید؛ زیر آن بنویسید؛ مثلا:
قیافه اش مثل چراغ خطر گاری می مونه = تهرانی ها به آدمهای شیره ئی میگفتند که بیخودی قیافه میگرفتند که دیگران حساب ببرند و قدرتی نداشتند
اولی: اونجا پارک نکن!
دومی: قیافه ات مثل چراغ خطر گاری می مونه!
+++++++++++++++++++++++++++++++++++
تحقیق ونوشته سرگرد نورحقیقی
۲۲ شهریور ۱۳۹۴
تورنتو







